مبانی نظری و پیشینه تحقیق برنامه ریزی استراتژیک

مطالب دیگر:
پاورپوینت كارآفريني چيست و كارآفرين كيست؟پاورپوینت مدیریت کارآفرینپرسشنامه سنجش صفات پنج گانه شخصيتي(NEO) تحقیق درباره بسته بندیتحقیق درباره بهداشت روان تحقیق درباره ارزشیابیتحقیق درباره اكوتوريسمپرسشنامه خودتوصيف‌ گري بدنيتحقیق درباره تعداد شهود در دعاویتحقیق درباره افت تحصیلی دانش آموزانتحقیق درباره انفجارتحقیق درباره ایمانپاورپوینت با موضوع استفاده از هوش عاطفی در محيط کارپاورپوینت با موضوع آشنایی با بازاريابي تك به تكپاورپوینت با موضوع آشنایي با مهندسی خلاقيت و نظريه حل ابداعانه مسئله (TRIZ )پاورپوینت با موضوع اصول کار تیمیپاورپوینت با موضوع اعتماد به نفس و راه‌هاي تقويت آنپاورپوینت با موضوع آمادگی برای ورود به دنیای کسب و کارپاورپوینت با موضوع خلاقیت و نوآوری با تأکید بر فرآیند نوآوری و اختراعپاورپوینت با موضوع روشهای غلبه بر تنبلي و انجام بيشترين كار در كمترين زمانپاورپوینت با موضوع كارآفريني چيست و كارآفرين كيست؟پاورپوینت با موضوع کارآفرینی در ایرانپاورپوینت با موضوع مدیریت کارآفرینپاورپوینت مراقبت های بهداشتی اولیه در محیطپاورپوینت مراقبت‌هاى بهداشتى دستگاه تنفس

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

برنامه­ریزی استراتژیک

یكی از روش­های شناسایی ماهیت برنامه­ریزی استراتژیک بررسی تفاوت آن با سایر روش­های برنامه­ریزی است. امروزه در سازمان­های پیشرفته و در سطوح مختلف سازمان­ها، برنامه­ریزی به سه صورت اساسی برنامه­ریزی استراتژیک، برنامه­ریزی ترفندی[1] و برنامه­ریزی عملیاتی[2] به شرح زیر جلوه گر می­شود.

الف) برنامه­ریزی استراتژیک:

در این برنامه­ریزی، اهداف و خطوط كلی و رسالت سازمان در بلندمدت تعیین می­شود. این نوع برنامه­ریزی جامعیت داشته و در سطوح عالی سازمان شكل می­گیرد؛ در این نوع برنامه­ریزی چارچوبی مشخص برای برنامه­ریزی ترفندی و برنامه­ریزی عملیاتی ترسیم می­شود. این برنامه دارای دید بلندمدت است. در حكم چتری است كه كل سازمان را به نحوی در بر می­گیرد.

ب) برنامه­ریزی ترفندی:

این برنامه­ریزی كه در آغاز در سازمان­های نظامی به كار گرفته شد، فرایندی است كه به وسیله آن، مدیراندسته­ای از فعالیت­های مرتبط را در اجرای یك راهبرد تصویر می­كنند. به عبارت دیگر، برنامه­ریزی ترفندی به مسائلی مربوط می­شود كه برای رسیدن به هدف­هایی، توسط برنامه­ریزان سطوح عالی سازمان ترسیم می­شوند. این نوع برنامه­ریزی شامل تدوین هدف­ها و انتخاب وسایل لازم برای دستیابی به آن هدف­ها است. چارچوب زمانی برنامه­ریزی ترفندی، كوتاه­تر از برنامه­ریزی استراتژیک است. در نهایت، این برنامه­ریزی به وسیله سطوح میانی سازمان انجام می­گیرد.

ج) برنامه­ریزی عملیاتی:

فرایندی است كه به وسیله آن، مدیران اجرایی، فعالیت و گام­های ویژه­ای را در راستای رسیدن به اهداف مورد نظر ترسیم می­كنند. برنامه­ریزی عملیاتی چارچوب زمانی كوتاه­تری نسبت به دو برنامه­ریزی استراتژیک و ترفندی دارد؛ این نوع اغلب توسط مدیرانی صورت می­گیرد كه مسئولیت محدود برای اجرای هدف­های محدود دارند.

لازم به ذكر است كه مرز بین برنامه­ریزی استراتژیک، ترفندی و عملیاتی كاملاً روشن نیست؛ تفاوت بین این سه برنامه­ریزی نسبی است.

در خصوص تفاوت بین برنامه­ریزی استراتژیک و برنامه­ریزی بلندمدت[3] می­توان به موارد ذیل اشاره كرد:

1- برنامه­ریزی بلندمدت تنها بر بخش­هایی از سازمان تمركز دارد؛ اما گستره برنامه­ریزی استراتژیک سراسر سازمان را در بر می­گیرد. تمایز دیگر این كه برنامه­ریزی بلندمدت آینده را به صورت انتخابی می­نگرد؛ در صورتی كه برنامه­ریزی استراتژیک آینده را به صورت كلی در نظر می­گیرد؛

2- برنامه­ریزی بلندمدت به طور كلی تصویری است از وضعیت مطلوب آینده و تداوم یا گستره چیزی كه از قبل وجود داشته است. این وضعیت­ها یا اهداف نهایی، تصویری مطلوب از آینده یا گستره­ای از وضعیت موجود هستند. تحقق این اهداف ممكن است نیازمند انجام تغییراتی در برخی از روش­های انجام كار یا افزایش در هزینه­های مالی و منابع انسانی باشد؛ اما فعالیت اساسی سازمان همچنان یكسان باقی می­ماند؛ این امر در برنامه­ریزی استراتژیک صادق نیست؛

3- برنامه­ریزی استراتژیک، به دلیل بروز تغییر یا تغییرات مهم در محصولات یا خدمات آینده سازمان مطرح می­شود. با تغییر محیطی كه سازمان در آن عمل می­كند، كاركنان سازمان احساس می­كنند فرصت جدیدی برای انجام برخی امور تازه یا متفاوت وجود دارد كه در واقع تداوم امور قبلی نیستند. این حركت به سوی زمینه­ای جدید یا بعدی تازه، گام یا جهش به درون چیزی ناشناخته است؛ این همان چیزی است كه از آن به عنوان برنامه­ریزی استراتژیک نام برده می­شود؛

4- برنامه­ریزی استراتژیک درصدد شناسایی و حل مسایل استراتژیک است؛ در حالی كه برنامه­ریزی بلندمدت بر تعیین اهداف، مقاصد و تدوین برنامه­های عملیاتی برای نیل به این اهداف تأكید دارد؛

5- برنامه­ریزی استراتژیک بیشتر از برنامه­ریزی بلندمدت بر ارزیابی محیط داخل و خارج سازمان تأكید دارد؛

6- برنامه­ریزی استراتژیک نیازمند تغییرات كیفی بوده و شامل تعداد زیادی برنامه است كه براساس مقتضیات محیط انجام خواهند شد؛ در حالی كه برنامه­ریزی بلندمدت شامل انتظارات معینی است كه براساس وضعیت موجود تدوین می­شود.

برنامه­ریزان استراتژیک معمولاً محدوده احتمالی از آینده ممكن را در نظر گرفته، تصمیمات و فعالیت­های خود را در این محدوده به عمل می­آورند؛ در حالی كه برنامه­ریزان بلندمدت یك آینده قطعی را برای خود در نظر گرفته، برنامه­ها و فعالیت­های خود را برای آینده­ای كه بیشترین احتمال وقوع را دارد، تنظیم می­نمایند؛ در صورت بروز تغییراتی در آینده فرضی، امكان اصلاح چنین برنامه­ای وجود ندارد؛

7- برنامه­ریزی استراتژیک بیش از برنامه­ریزی بلندمدت، آینده­مدار است؛

8- برنامه­ریزی استراتژیک، یك فعالیت پیچیده بوده و نیازمند مشاركت مدیران تمام سطوح سازمانی است. این مدیران نقش فعالی در برنامه­ریزی استراتژیک و سنجش عملكردها (شامل تنظیم و گسترش نظام مدیریت عملكرد سازمان) دارند؛

9- برنامه­ریزی استراتژیک باید پاسخگوی فعالیت­های سازمانی در قبال تغییرات محیط باشد؛ چرا كه محیط در بخش­های غیر انتفاعی می­تواند به شكل پیش­بینی نشده­ای تغییر كند. تأكید برنامه­ریزی استراتژیک بر تصمیم­گیری است؛ چرا كه تصمیم­گیری مناسب، توانایی سازمان را در واكنش به تغییرات محیط افزایش می­دهد.

برنامه­ریزی استراتژیک به دلیل ویژگی­های خود همچنین با برنامه­ریزی عملیاتی تفاوت­های بنیادی دارد؛ در زیر به برخی از آنها اشاره می­شود:

1- اصولاً برنامه­ریزی عملیاتی در سطوح میانی و پایه شكل می­گیرد؛ در حالی كه برنامه­ریزی استراتژیک در سطوح عالی سازمان تدوین می­شود؛

2- تأكید برنامه­ریزی عملیاتی بر كارایی و بازدهی است؛ در حالی كه برنامه­ریزی استراتژیک بر اثربخشی تأكید دارد. منظور از اثربخشی آن است كه هدف­های اصلی و اساسی تعیین شوند و به آنها دست یابیم؛ اما در كارایی، غرض آن است كه با بیشترین بازدهی به هدف­های تعیین شده برسیم. به تعبیر دیگر، در برنامه­ریزی استراتژیک با هدف اثربخشی می­كوشیم تا كارهای درست را انجام دهیم؛ در حالی كه در برنامه­ریزی عملیاتی، با هدف كارایی، تلاش در این است كه كارها به درستی انجام پذیرند؛

3- در برنامه­ریزی عملیاتی بیشتر بر منافع فعلی سازمان تأكید می­شود؛ در حالی كه در برنامه­ریزی استراتژیک توجه بر منافع آینده است. به عبارت دیگر، دید برنامه­ریزی عملیاتی كوتاه مدت و دید برنامه­ریزی استراتژیک بلندمدت است. در برنامه­ریزی عملیاتی منابع و امكانات موجود سازمان در نظر گرفته می­شود؛ در حالی كه در برنامه­ریزی استراتژیک به منابع و امكانات آینده سازمان چشم می­دوزیم؛

[1]. tactical planning

[2]. operational planning

[3]. long rang planning